تبليغاتX
دنیا دیگه مثل تو نداره

دنیا دیگه مثل تو نداره
...نداره,نمیتونه بیاره...

 

 

 

 

 

موفقیت جدیدم را با تمام وجود

و احساس ورق میزدم

خدای من پس کو...؟!کجاست...؟!

نکنه...!!!

 

تا اینکه واقعیت

تالاپ خورد توسرم

آره خبری از گیلاس های آبی باغمان نبود

چرا..؟! نمی دانم...!!!

 

و من آن امشب با تمام شور

و هیجانی سرکوب شده

موفقیتی به دست داشتم که

خالی از میلادی برای زندگی

وعاری از امیدی برای پیمودن راه بود!!!

 

...!!!

 

                                          نوشته ی خودم ستاره...

[ جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 ] [ 14:48 ] [ ستاره ]
            تولدم مبارک 

   ۱۴/۱/۱۳۶۷ 

 

[ جمعه چهاردهم فروردین 1388 ] [ 21:2 ] [ ستاره ]

 

چرا؟چی شد که افتادم به این روزی که می بینی؟

یه ریز از عشق می نالی یه ریز از عشق غمگینی

به جای زندگی با من فقط دنبال ایرادی

تموم لحظه هامون و تو بودی که هدر دادی

تمومش می کنی یا نه منم مثل خودت خستم

تمومش می کنی یا نه پشیمونم که دل بستم

منم جونم به لب اومد از این حرفای تکراری

تو آخر حرمت عشق و نتونستی نگهداری

دیگه طاقت نمیارم دیگه ساکت نمی مونم

از این که عاشقت بودم یه جورایی پشیمونم

 

[ یکشنبه نهم فروردین 1388 ] [ 0:37 ] [ ستاره ]

 

امید به آسمان رفت،

تا همچنان امیدمان...

به آسمان باشد!!!

 

کودکی نکردم تا زودتر بزرگ شوم

و زمان چه دیر می گذشت!

امروز،سال ها آنچنان زود می گذرند

که تمام زندگی برایم...

بچه بازی می نماید!!!

 

معجزه هایت را نمایان کن.

هر آنچه می توانی و آرزویم است.

هزار و سیصد و هشتاد و هشت من

سال ها بود که در انتظارت بودم!!!

 

آنچنان در دریای تو غرق خواهم شد

که تمام غواص ها به احترامم سکوت کنند

و تمام نجات غریق ها عاجز از نجاتم باشند!!!

 

ماییم و هفت سینی که امسال

شش سین دارد!

چرا که سبزی حضور تو،

در خانه نیست!!!

"تقدیم به تمام کسانی که عزیزی را از دست داده اند

جایشان در قلب هایمان سبز!!!"

 

                                                                  گیلاس آبی - میلاد تهرانی

[ شنبه هشتم فروردین 1388 ] [ 23:42 ] [ ستاره ]

 

در خلقت تو مانده ام!

هر روز سنگی در چاه قلبم می اندازی

که تمام اتحادیه های جهانی

از درآوردنش ناتوان هستند!!!

 

وقتی پایت خواب می رود

نمی توانی درست راه بروی،

لنگ می زنی!

وقتی قلبت خواب می رود

نمی توانی درست فکر کنی،

عاشق می شوی!!!

 

خوش به حال آنها که...

دندان عقلشان را کشیده اند!

گاهی که به اطرافم فکر می کنم...

فکرم تیر می کشد!!!

 

پاک ترین هوای دنیا،

هوایی است که در وجود ماست!

چرا که هر لحظه دلمان،

هوای هم را می کند!!!

 

                                                                 گیلاس آبی - میلاد تهرانی

[ شنبه هفدهم اسفند 1387 ] [ 0:43 ] [ ستاره ]
 

اگر شهردار بودم...

نمی دانم تو را مسوول ستاد بازیافت می کردم

یا می سپردم اخراجت کنند!

چگونه توانستی از تکه های شکسته قلبم

قلک بسازی؟!!

 

پلاک خانه ما، فرد است.

روزهای زوج مجبوریم در خیابان بخوابیم!!!

 

عکس های تارت را هم دوست دارم!

هاله زیبایی داری!!!

 

آی عشق...

عشق...

...

نمی دانم چه بگویم!

 

برای تو می نویسم.

به پاس فکرهایی که تا به حال

به حرف های در پس این سادگی کردی!

برای تویی که شاید با عشق،

به قلب من برگردی!!!

                                                                  گیلاس آبی - میلاد تهرانی

[ جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 ] [ 0:35 ] [ ستاره ]
 

دیگر حسابش را ندارم.

کلمه به کلمه اش را حفظم،

ولی طنین صدای تو هر بار برایم تازگی دارد.

فقط ای کاش

پیغام منشی تلفنی ات را

هر چند دقیقه عوض می کردی!!!

 

وقتی گرمای نگاه تو نیست،

این می شود حال و روز من و زمستان:

سرماخوردگی های پی در پی،

تب و لرزهای بی پایان!!!

 

امشب که بگذرد...

...

نمی دانم می شود چند روز!!!

ولی نمی گذرد!

 

باز هم ماهی ها به گل نشستند.

نفت کش ها را به آب بیندازید!!!

 

حرف هایت مانند

سنگ میان گلوله برفی ست!

به نظر می رسد که شوخی می کنی

اما...

(خیلی جدی ست!!!)

 

                                                                 گیلاس آبی - میلاد تهرانی

[ چهارشنبه نهم بهمن 1387 ] [ 0:31 ] [ ستاره ]

          

بی صبرانه در انتظارم تا،

زمان سالخوردگی ام فرا برسد!

شایدعشق پیری،

چیز دیگری باشد!!!

 

ای که سیاهچاله های فضایی

از تو نورانی می شوند!

سری هم به قلب های ما بزن!!!

     

جهان، لیوان چای من است!

با گرمایی که فقط چند لحظه دوام

 می آورد

و فلسفه ای که یک عمر اسیرت

می کند!

جهان، لیوان چای من است!

 

عمری است که چشم به راه،

می گذرانم دقیقه ها و ساعات

بگو نشسته ام

در انتظار "گودو*" یا تو!!!

*گودو نام نمایشنامه ای است.

 

شب ها،

برای جغد ها،

لالایی می خوانم تا بخوابند!!!

                                                            

                                                                  گیلاس آبی - میلاد تهرانی

 

[ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 ] [ 15:48 ] [ ستاره ]

               

این جا که سنگ روی سنگ

بند نمی شود.

سنگ تو را به سینه می زنم!!!

 

آن زمان که دلتنگ

سادگی سیاه و سفیدم شدی،

این جا خواهم بود

میان آگهی های رنگ و وارنگ!!!

 

عشق برای من

شبیه انرژی هسته ای شده است!

با تمام دردسرهایش،

لازم است!!!

 

همیشه به خاطر داشته باش

آبی عشق، با کنایه ها زرد نمی شود.

که حتی اگر چنین شود...

حاصلی جز سبزی نخواهد داشت!!!

خودت را بالا بکش!

 

آن گاه که تنهایی تو را می آزارد،

به خاطر بیاور که خداوند،

بهترین های دنیا را...

تنها آفریده است!!!

                                        گیلاس آبی - میلاد تهرانی

[ سه شنبه سوم دی 1387 ] [ 0:0 ] [ ستاره ]

 

کسی هست که دلتنگم شده باشد؟!  

هر لحظه در انتظار
فوران پیروزی هایت بمان.
دیر یا زود فرا خواهد رسید.
بمب ساعتی باش!
با افتخار، در انتظار زمان انفجار!!!

اگر کمی عاشقش هستی
و بسیار دوستش می داری،
به تو تبریک می گویم!
چرا که لامپ های کم مصرف،
بیشتر عمر می کنند!!!

/تاریکی.
صدای چهار ضربه به در./
مرد : - "کسی هست که دلتنگم شده باشد؟!"
/صدایی به گوش نمی رسد.
تاریکی./
...
حضار بی وقفه تشویق می کنند
کسی را که در خانه نبود!!!

دنیا بسوزان مان!
بسوزان و خاکسترمان کن!
چرا که تشنه میلادی دوباره ایم!

خورشید امید
برمن بتاب.
گرچه آدم برفی ام اما...
آب هم روشنایی است!

                                      گیلاس آبی - میلاد تهرانی

[ دوشنبه دوم دی 1387 ] [ 16:2 ] [ ستاره ]

 

 

شايد باورت شود

شايد هم نه!

اما اين روزها در زوال نامه هاي كاغذي،

پست چي ها هنوز ما را به خاطر دارند!

و هميشه حال تو را مي پرسند!

خاطره اي دست نيافتني شده ايم براي شان.

شايد باورت شود

شايد هم نه!

 

همين كه مي دانم خوبي

و زندگي ات هر روز بهتر مي شود.

همين كه شادماني ات را مي بينم،

كافي ست.

عظمت عشق به همين لحظه هاي كوتاه است

نه پريدن از برج ميلاد!!!

 

صبح به خير.

شب به خير.

چهار كلمه، در بيست و چهار ساعت.

نمي دانم،

شايد عشق همين باشد!!!

 

مي خواهم به حسابت برسم!

تلخي هايت را شيريني فرض مي كنم.

خوبي هايت را هزار برابر بيشتر،

بدي هايت را جذر مي كنم!!!

 

گیلاس آبی - میلاد تهرانی

[ دوشنبه چهارم آذر 1387 ] [ 15:23 ] [ ستاره ]

 

 

رفيق من، سنگ صبور غمهام

به ديدنم بيا كه خيلي تنهام

هيچكي نمي فهمه چه حالي دارم

چه دنياي رو به زوالي دارم

مجنونم و دل زده از ليليا

خيلي دلم گرفته از خيليا

نمونده از جوونيام نشوني

پير شدم، پير تو اي جووني

تنهاي بي سنگ صبور

خونه ي سرد و سوت و كور

تو شبات ستاره نيست

موندي و راه چاره نيست

اگر چه هيچكس نيومد

سري به تنهايت نزد

اما تو كوه درد باش

طاقت بيار و مرد باش

اگر بياي همون جوري كه بودي

كم ميارن حسودا از حسودي

صداي سازم همه جا پر شده

هر كي شنيده از خودش بيخوده

اما خودم پر شدم از گلايه

هيچي ازم نمونده جز يه سايه

سايه اي كه خالي از عشق واميد

هميشه محتاج به نور خورشيد

 

[ دوشنبه بیستم آبان 1387 ] [ 20:30 ] [ ستاره ]

من مثبت انديش هستم!

از غم ها دليلي مي يابم براي شاد

زيستن.

نه با انكار بدي ها و

سر زير برف كردن!

كه اگر غير از اين باشد...

خيال باف خواهم بود نه

مثبت انديش!

 

خدا جان كسي را نمي گيرد.

انسان ها از زندگي خسته مي شوند!!!

بيماري ها بي دوا، شفا مي يابند.

اگر تو واقعاً بخواهي!

 

مديوني!

مديوني به خودت، به خدا، به زندگي.

مديوني به هر چه در عالم است.

باور كن مديوني دوست من!

اگر...

از لحظه لحظه هاي عمر كوتاه

زندگي...

لذت نبري!

 

گورستان،

با تمام حرف و حديث هايش

تنها راز شادمانه زيستن است.

گورستان با سكوتش مي گويد:

"سخت نگير!

زندگي ارزش يك ثانيه اندوه را ندارد!"

گیلاس آبی-میلاد تهرانی

[ چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ] [ 18:1 ] [ ستاره ]

 

نجمه جونم دوست دارم

تولدت مبارک

[ چهارشنبه هشتم آبان 1387 ] [ 13:46 ] [ ستاره ]

 

 

از روزي كه به تو آموخته اند،

بيماري "عشق" از "وبا" خطرناك تر است...

احساسم را با آب معدني مي شويم

وقلبم را روزي سه بار،

ضدعفوني مي كنم!

پس جاي نگراني نيست!

 

بايد هميشه برايت تازگي داشته باشم

تا بداني كه همه اش به خاطر اين است

كه بگويم:

"دوستت دارم!!!"

 

نيمي از عمرم را در سفر بوده ام.

درست لحظه اي كه احساس مي كني

دلت تنگ نمي شود،

مي فهمي كه بزرگ ترين دروغ را

به خودت گفته اي!!!

 

من آواره ترين مرد دنيا بودم.

و تو گفتي كه مي خواهي سرزمينم باشي.

وعده هاي شيرينت آن چنان در من اثر كرد...

كه حالا مجبوري،

سرنگ انسولينم باشي!!!

 گیلاس آبی-میلاد تهرانی

[ چهارشنبه یکم آبان 1387 ] [ 15:37 ] [ ستاره ]

 

به سلام ها دل نمي بندم،

از خداحافظي ها غمگين نمي شوم،

ديگر عادت كرده ام

به تكرار يكنواخت دوري و دوستي

خورشيد و ماه!!!

 

صداي آژير آتش نشاني مي آيد...

دلم به حال خودم،

مي سوزد!!!

 

او درخت ها را قطع مي كند

براي ساختن پرچم هاي...

حفاظت از محيط زيست!!!

 

برايت دعا مي كنم

هر بار كه پرنده اي مي بينم،

هر بار كه مردم، بي تفاوت از كنارم مي گذرند

و هر بار كه نفس مي كشم

برايت دعا مي كنم،

تا به آن چه مي خواهي برسي.

 

من با عشق، پودر مي شوم، زنگ مي زنم.

تو با عشق، طلاي خالص مي شوي

عشق از من ديه مي گيرد

اما تو...

بيمه شخص ثالث مي شوي!!!

 

                                                                                      گیلاس آبی-میلاد تهرانی

[ دوشنبه پانزدهم مهر 1387 ] [ 16:6 ] [ ستاره ]

عاشق هایت را مثل

کانال تلویزیون عوض می کنی

و با افتخار می گویی ,

که عشق برایت این چنین است!

و من می خندم ...

به برنامه هایی که هیچ کدام شان ,

به درد نمی خورند!!!

 

از میان اسب های اصیل و

اسب های بال دار و

اسب های تک شاخ ,

به اسب آبی حسادت می کنم!

چرا که هیچ گاه نمی فهمد هم اسمانش

به کجا رسیده اند!!!

 

اگر محتاج شنیدن خبرهای خوبی

و حرف های زیبا ;

چند صفحه ورق بزن و طالع بینی بخوان!

اگر خواهان تغییری ,

برخیز , به خودت اعتماد کن

و یک لحظه هم نمان!

 

هر چه تا حال شنیده ای , قبول. ولی ...

شاه ماهی تنگ بودن هم , بد نیست.

اگر بدانی ...

ماهی هایی که به دریا می رسند ,

از افسردگی می میرند!!!

 

 گیلاس آبی-میلاد تهرانی

[ یکشنبه چهاردهم مهر 1387 ] [ 22:0 ] [ ستاره ]

من هر روز در تلاشم تا

خاطرم بماند ,

و تو هر شب دعا می کنی

که فراموش کنی!

خاطرات مان , چه بلاتکلیف اند!!!

 

برای اثبات بهترین بودنت ,

چند رای باید خرید

تا انتخابات قلب تو

عادلانه برگزار شود؟!!

 

دلم برای جنگ های لوله خودکاری

دلم برای شیطنت های کودکی

و ایستادن های مکرر

پشت در دفتر

دلم برای معلم هایی که عاشقانه

آزردنم

و عشق هایی که بی بهانه آزردم شان

و از همه بیشتر

دلم برای خدا تنگ شده است.

 

می گویی برای قلبت دامی پهن کرده ام ,

تا دوباره عاشقت کنم.

"عزیزکم.کسی این گونه تا به حال...

کلاغ هم نگرفته!!!"

 

مقابل پنجره ات نرده کشیده ای

تا عاشقانت دخیل ببندند!

و من بیم ناکم از

کلیدی که قفل احساست را بگشاید ,

و دستی که پنجره ات را!!!

 

دیر زمانی است که سکوت کرده ای!

عاشق توفان پس از این آرامشم.

چیزی بنویس ,

حرفی بزن.

این بار نپرس , تو بگو "چه خبر؟!"

 

 گیلاس آبی-میلاد تهرانی

[ یکشنبه چهاردهم مهر 1387 ] [ 12:25 ] [ ستاره ]

خدایا دوستت دارم!

به خاطر نعمت هایی که بهای شان را

گران می پردازیم.

به خاطر جنگلی که برای مان آفریده ای.

به خاطر همه چیز و هیچ چیزی که داریم.

خدایا دوستت دارم.

به خاطر هوایی که فعلا" رایگان است!!!

 

می توانی در انتهای شب

پنهان شوی ,

تغییر چهره دهی ,

شهرت را عوض کنی

و حتی , نامت را ,

می توانی مرا نیز از یاد ببری ;

اما از "عشق" گریزی نیست!!!

 

عشاق جوان را می ستایم!

امروز که گویی عشق ,

 سیبی یخ زده است

که از فریزر بیرون آورده ایم!!!

 

نیمه پر لیوان عشق مان را ببین.

من , تو , چای شیرین!

...

تو , هم می زنی.

من , حل می شوم.

عشق می ماند و لیوان و تو.

همین!!!

 گیلاس آبی-میلاد تهرانی

[ شنبه سیزدهم مهر 1387 ] [ 22:30 ] [ ستاره ]

 

خدا بیشتر از آن چه قصه ها می گویند,

مهربان است.

خدا بیشتر از آن چه مادربزرگ ها می گویند,

بخشنده است.

خدا بیشتر از آن چه می گویند است!

 

چه سیب های سرخی که ...

در انتظار تمام شدن میوه های لکه دار یخچال,

خراب شدند و میهمانی هم,

از راه نرسید!!!

پس کی می خواهی به خودت برسی؟!

 

نگاهم را به جاده دوخته ام

به خط های سپیدی که از هم دورند,

دیگر خیال سبقت گرفتن ندارم,

بیا به هم بپیوندیم!!!

 

باشد, قبول.از صفر شروع می کنیم!

تو خوبی هایم را از یاد ببر

من همه چیز را!!!

گیلاس آبی-میلاد تهرانی

[ دوشنبه سی و یکم تیر 1387 ] [ 20:30 ] [ ستاره ]

 

نه باورم نميشه كه تو منو از ياد ببري

تولدم شد بي وفا از تو نيومد خبري

چشماي من خشك شد به در حالا كي بي وفاتره

بال و پرش دادم ولي ديگه واسم نمي پره

اينو بدون دستاي من گرمي دستاتو ميخواد

تو رو به عشقمون قسم اون روزا رو يادت بياد

حتي ديگه خدامونم به دادمون نميرسه

گريه نكن كه دستمون به دست هم نميرسه

تو رو خدا بهش بگين صبر منم سر اومده

خدا به من بگو چرا خوشي به من نيومده

بهش بگين سراغشو از كس و ناكس مي گيرم

بهش بگين اگه نياد تو انتظارش ميميرم

آخه چرا نگاه اون چنگي به دل نميزنه

ميگن يكي تو قلبشه جونمو آتيش ميزنه

فقط خدا ازت ميخوام دست توي دستاش بذارم

جز آرزوي ديدنش هيچ آرزويي ندارم

بازم ميگم دوست دارم كاش عشقمون جون بگيره

برگرد بیا تا كلبه مون باز سر و سامون بگيره

ببخش اگه قسمت نشد توي چشات نگاه كنم

يا سر رو شونت بذارم اسم تو رو صدا كنم

تو هم منو بذار برو اما بدون رسمش نبود

جز تو آخه كي و دارم دليل رفتنت چي بود

اون كه نخواست پيشم باشي بايد خودش صبرم بده

خدا گرفتي عشقمو جواب قلبمو بده

 

[ چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ] [ 20:20 ] [ ستاره ]

كودك درونم را خواهم يافت

و همچون پدري دلسوز ,

قصه اي برايش خواهم گفت

تا بخوابد!

"پسرم ,

زندگي هر چيزي كه باشد...

بچه بازي نيست!!!"

 

تبر را انتخاب مي كني

با بيل الكتريكي؟

براي شكستن سكوتي كه...

عمري است بين من و توست!!!

 

اين پيچ را كه رد كنيم

به دو راهي مي رسيم.

تصميم با تو!

عاشقم مي ماني؟

يا ترجيح مي دهي فقط ,

عاشقم بماني؟!!

 

دلگير مي شوم ,

وقتي دو ديوار...

به بند رخت تكيه مي كنند!!!

 

با تو از عشق مي گفتم.

از پشيماني ,

و از اين كه فرصتي دوباره هست يا نه؟

در جواب صدايي كه بي وقفه مي گفت:

"دستگاه مشترك مورد نظر

خاموش مي باشد!!!"

 گیلاس آبی-میلاد تهرانی

[ سه شنبه ششم فروردین 1387 ] [ 14:20 ] [ ستاره ]

آرزوي من اين است كه دو روز طولاني

در كنار تو باشم فارغ از پشيماني

آرزوي من اين است يا شوي فراموشم

يا كه مثل غم هر شب گيرمت در آغوشم

آرزوي من اين است كه تو مثل يك سايه

سر پناه من باشي لحظه ي تر گريه

آرزوي من اين است نرم و عاشق و ساده

همسفر شوي با من در سكوت يك جاده

آرزوي من اين است هستي تو من باشم

لحظه هاي هوشياري مستي تو من باشم

آرزوي من اين است تو غزال من باشي

تك ستاره ي روشن در خيال من باشي

آرزوي من اين است در شبي پر از رويا

پيش ماه و تو باشم لحظه اي لب دريا

آرزوي من اين است از سفر نگويي تو

تو هم آرزويي كن اوج آرزويي تو

آرزوي من اين است مثل ليلي و مجنون

پيروي كنيم از عشق اين جنون بي قانون

آرزوي من اين است زير سقف اين دنيا

من براي تو باشم تو براي من تنها

 

[ چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ] [ 20:4 ] [ ستاره ]

...بگذر ز من ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم...

...دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سرنوشتم...

...میخواهم عشقت در دل بمیرد...

...میخواهم تا دیگر در سر یادت پایان گیرد...

...بگذر ز من ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم...

...دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سرنوشتم...

...هر عشقی میمیرد خاموشی میگیرد عشق تو نمیمیرد...

...باور کن بعد از تو دیگری در قلبم جایت را نمیگیرد...

 

[ سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 ] [ 15:1 ] [ ستاره ]

[ شنبه بیست و دوم دی 1386 ] [ 15:55 ] [ ستاره ]

یک عمر از این شاخه به آن شاخه پریده ام

نه پشیمانم , نه خسنه.

هنوز درخت های بی شماری را می شناسم

که شاخه سارشان ,

ابدیت را تداعی می کنند!

 

دیروز آخر پاییز بود.

امروز اول زمستان!

چشم به هم می زنیم و

 لحظه های مان می گذرد ,

در حسرت شادی بی پایان!

 

درکت می کنم

وقتی که در مقابل آیینه ,

تارهای سپید مویت را می کنی!

وقتی که سعی می کنی فراموش کنی

 گذر زمان را

و این که هنوز ...

با عشق بیگانه ای!!!

 

 گیلاس آبی-میلاد تهرانی

[ شنبه یکم دی 1386 ] [ 15:33 ] [ ستاره ]

اگه تا روز قیامت داشتنت نباشه قسمت

چشم به راه تو می مونم با دلی پر از صداقت

اگه با اشکای گرمم دل سنگ برام بسوزه

اگه جسم من بپوسه بعد دنیای دو روزه

اگه نقش قصه هاشی مه روی قله هاشی

بری و از من جدا شی اگه باشی و نباشی

نه فقط عاشقت هستم مرحمی رو قلب خستم

این توی که می پرستم سرسپرده ی تو هستم

اگه جای تو به این دل همه دنیا رو ببخشند

میگذرم از هر چه دارم اگه باشی عاشق من

اگه زنجیره به پاهام اگه قفل و اگه صد بند

میرم هر جا که هسنی به تو و عشق تو سوگند

اگه باشی تاجی بر سر یا که از ذره ای کمتر

دل من داغ تو داره تا ابد تا روز آخر

نه فقط عاشقت هستم مرحمی رو قلب خستم

این توی که می پرستم سرسپرده ی تو هستم

اگه با یک قلب تبدار بشم از عشق تو بیمار

یا وجود عاشقم رو ببرم تا چوبه ی دار

اگه زندگیم فنا شه تومعه ی خشم خدا شه

یا که در حسرت عشقت روحم از بدن جدا شه

اگه قلبمو شکستی رفتی و از من گسستی

مهربون یا خود پرستی هرچه هستی هرکه هستی

نه فقط عاشقت هستم مرحمی رو قلب خستم

این توی که می پرستم سرسپرده ی تو هستم

نه فقط عاشقت هستم مرحمی رو قلب خستم

این توی که می پرستم تو بتی من بت پرستم

 

[ پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ] [ 21:15 ] [ ستاره ]

 

روز تولد تو رو با خاطراتت مي گيرم
تو جشن اين تنهاييام از غم دوريت ميميرم
شمع رو خودم فوت مي كنم
خودم برات دست مي زنم
امروز يه آرزو دارم

فقط صدا تو بشنوم

...سوفیا جون تولدت مبارک...

 

 

 

[ پنجشنبه هشتم آذر 1386 ] [ 21:10 ] [ ستاره ]

  

خیلی وقته دیگه بارون نزده

رنگ عشق به این خیابون نزده

خیلی وقته ابری پر پر نشده

دل آسمون سبک تر نشده

مه سرد رو تن پنجره ها

مثل بغض تو سینه منه

ابر چشمام پر اشکه ای خدا

وقتشه دوباره بارون بزنه

خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده

قلبم از دوری تو  بد جوری دلتنگ شده

بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست

کوه غصه از دلم رفتنی نیست

حرف عشق تو رو من با کی بگم

همه حرفا که آخه گفتنی نیست

خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده

قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ

 

[ جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ] [ 15:55 ] [ ستاره ]

ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر

بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم

بر من منگر ، زانکه به جز تلخی اندوه

در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم

ای رفته ز دل ، راست بگو ! بهر چه امشب

با خاطره ها آمده ای باز به سویم ؟

گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه

من او نیم ، او مرده و من سایه ی اویم ...!

[ یکشنبه ششم آبان 1386 ] [ 15:20 ] [ ستاره ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مرا بر ململ چشمت بیاویز
که من قندیل معبدهای دردم
امکانات وب